قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2287
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و سى و سيّم از رحلت خير البشر در اوايل محرّم اين سال ، جمعى كثير از عربان و كردان به اطاعت مطارد بن منصور و نذكور بن سرار درآمده قصد بلدهء سرق كردند و آن شهر را غارت و تاراج كرده متوجّه دورق شدند و آن بلده را نيز نهب و تاراج نموده اموال و اسباب بسيار گرفتند . چون اين خبر ، به ملك رحيم رسيد ، لشكرى عظيم را نامزد دفع ايشان فرمود . اتّفاقا ، ميان سرق و دورق تلاقى فريقين دست داده نايرهء جدال و قتال اشتعال يافت و بعد از كارزار بسيار مطارد در معركه به قتل رسيد و پسرش اسير گشت و تمامى آنچه از آن در شهر گرفته بودند با زيادتى بسيار بازيافت نموده مظفّر و منصور مراجعت نمودند . ملك رحيم بعد از اين فتح از عسكر مكرّم بيرون آمده به جانب قنطرهء « 1 » اريق رفت . بلكين بن مزيد و بساسيرى در اين سفر با ملك رحيم همراه بودند . در اين اثنا ، خبر رسيد كه ابو منصور فولادستون ، صاحب فارس ، هزار اسب « 2 » بن بنكير ، و منصور بن حسين اسدى و ساير ديالمه و اتراك ارجان « 3 » به قصد تسخير تستر متوجّه آن صوب گرديده . ملك رحيم بعد از اطلاع بر ارادهء ايشان فى الحال لشكرى انبوه بر سر راه ايشان فرستاد . اتّفاقا ، اوّل كه هردو لشكر به هم رسيده بر يكديگر حمله آوردند و بعد از كشش و كوشش مردانه ، طايفهء ابو منصور روى به هزيمت نهاده و طايفهء ملك رحيم غالب آمدند و جمعى كثير از ايشان را دستگير كرده پيش ملك رحيم فرستادند . و از ادبار طالع ابو منصور ، در اين وقت در اردوى هزار اسب اراجيف شايع شد كه
--> ( 1 ) . قنطره : پل ، آنچه بر روى آب سازند . - و . ( 2 ) . ق : هزارسيب ؛ ش : هزار سب . ( 3 ) . م : اتراك را از جان .